خرید بک لینک

درباره سایت

270

امکانات وب

تازه دیشب بود داشتم احساس میکردم خوشبختم ...هه نمیشه انگار!تقصیرخودمه !کاش یکم باهوش تربودم!یکم زرنگتربودم!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 17:0 توسط سایه |

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 19:48

اره خب شاید اگه منم تموم بچگی و نوجونی و الانمو بین دعواهای مامان و بابام نبودم و یه بابای معتاد عصبی که روزبه روز وضعش بدتر میشه رو نداشتم اگه خونه ماهم تو ارامش بود نه ارامش چی ارامش فکری داشتم یا بهتره بگم اراده ر ازشون یادمیگرفتم اللن منم به همه ارزوهام رسیده بودم...همونطوری که الان دختر نامزد قبلی بابام داره دندون پزشکی میخونه و من پرستاری! ،،، بیخیال

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 20:1 توسط سایه |

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:00

جدی دیگه تا پایان امتحانا نمیرم اینستا !!!!!!چیزی ک ذهن منو این چن روز تو خونه ریخته بود بهم اندکی این بود که !نه بیخیال ازش نمیگم که بیشتر بمونه تو ذهنم !بره گمشه ...دیگه برام مهم نیس! . البته مهمتر از اینستا نرفتن درسخوندنه ...والا ... . . لازم به ذگره از عصبانیت و ناراحتی امشبم عرض کنم که از کل

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:00

ایسنتا رو پاک کردم ک بخونم ولی ...دیشبم خوندم کمیولی خو دیگه بیشتر بخونم نمیدونم استرس دارم احساس میکنم ب یه فیام اکشن بزن بزن احتیاج دارم ک هیجانمو ببره بالا مث همیشه چون اصن حالم اصن سرجاش نیس ازدیشب تا حالا هم نخابیدم فک کنم بس ک این مدتا خابیدم دیگه خابم نمیبره اقا فایت کلاب رو یکم دیدم دوباره

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:00

امشب چقد با خندوانه خندیددددم وای ترکیدم!البته خودمم خیلی خوش خندم مامانم میگف خدایی ب چی میخندی!!!!!!!!!!!!!!!!

امروز ب یه چیزی پی بردم!تو ذهن خلاق خودم!نمیدونم چجوری میتونم مساعلو ب هم ربط بدم که یه دستان از توش درمیاد!واس همینم هس که تو خودم استعدادنویسنده شدنو میبینم!!!خخخ...مثله همون نیممه ام که گفتم راجبش.....ب کسی هم نمیگم دیگه نمیدونم شایدم گفتم!خخخخ مهم نیس که باو!

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:7 توسط سایه |

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:00

حس پست گذاشتنم نمیاد اصن...سرم درد میکنه بهتره ولی...عاشقانه رودیدیم تازه ..امروزم یه امتحان سخت دادیم...کاش خوب بشن خدایا کمکم کن خوب بخونم این سری خوب شن ...امروز ک نمیخونم .. ایسنتا هم نیستم دیگه ....بهتر چیه والا هی برم سر پیج این و اون عین اسکلا ...بعد امتحانا شاید ...

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:16 توسط سایه |

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:00

امروز وسط این همه بدو بدو کردنام زیر افتاب و گرمای شدید و یکم بدبیاری چشمم خورد به یه جمله که روی بنر بزرگ نوشته بودن همون جمله معروف ان ای که همیشه میگن خدایا توانم بده تغییر بده انچه نمیتوانم و .... زیرش بزرگ نوشته بود انجمن معتادان گمنام ایران ...پیش خودم گفتم کاش بابای منم بره کاش بتونه تو شبای

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:00

خوابگا خیلی خوش میگدره خیییییلی..دوستای خوبین اگه چشمشون نکنم ...دوسشون دارم ....

بخوای یه نکتشو نگا کنی اینه که پارسال دوستامو ...رهاشون کردم و دیگه کندم از دلم همشونو ...دیگه نه میخوام ببینمشون نه هیچی...بجاش دوستای جدید و خوبی اومدن تو زندگیم ...میگم بعضی وختا دنیا میچرخه همینه ها

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 2:8 توسط سایه |

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:00

صفحه بندی